فرقه گرایی و انحرافات مذهبی در ایران سابقه دیرینه ای دارد.
فرقه گرایی و انحرافات مذهبی در ایران سابقه دیرینه ای دارد.
نگاهی به تاریخ معاصر ایران نشان می دهد که جامعه ایران همواره از ناحیه فرقه های مذهبی مانند بابیگری و بهائیگری ، صوفیگری ، وهابیگری و .... مورد تهدید قرار گرفته است.
با شکل گیری نظام جمهوری اسلامی که بر اساس آموزه های دینی استقرار یافته است این تهدید افزایش یافته و همچنان ادامه دارد ، چرا که فرقه های منحرف مذهبی و سیاسی با استفاده از فرصت بوجود آمده پس پیروزی انقلاب اسلامی ابتدا با ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی بخشی از جامعه ایران را مقابل هم قرار داده و نظام برای مقابله با این تهدید هزینه های زیادی پرداخته است ، لذا امروزه فرقه سازی و تشکیل گروههای منحرف، دست مایه دشمنان اسلام و ایران شده است.
فرقه گرایی مقدمه بر انحرافات اجتماعی است چراکه رفتار انحرافی افراد فرقه گرا، تعصب و تجزیه طلبانه است و آنان بر خلاف حرکت جامعه در حدود تشکیل فرقه ، گروه و دسته ای جدا از هنجارهای پذیرفته شده جامعه هستند.
از جمله انحرافاتی که دامنگیر اسلام است خطر تصوف و صوفیگری است که از زمان امامان معصوم خار پای اسلام بوده و تا الآن ادامه دارد. تصوف و صوفیگری از بدعت های بزرگی بود که در اسلام رواج یافت و طرفداران بسیاری به خود جلب نمود.
انحرافات تصوف به طور کلی شامل این موارد می شود :
ایجاد خانقاه و ترک مساجد
بطلان شریعت
عقیده صلح کل (پلورالیسم دینی(
حلول و تناسخ
وحدت وجود (مصطلح در نزد صوفیه(
عرفان های کاذب و دروغین
ادعای کشف و شهود
رقص های سما و به دنبالش آواز و غناء و موسیقی
شطحیات
دفاع از ابلیس و شیطان
حلیت محرمات
ترک ازدواج
جایگاه ولایت قطب
سرسپاری و دست بوسی و پابوسی قطب
سجده بر قطب
غسل اسلام (کپی برداری از غسل تعمید مسیحیت)
تشرف (کپی برداری از تشرف در آئین میترا همان آئین مهر پرستی(
تجسم صورت مرشد و یا قطب فرقه در عبادات
حلقه های ذکر و انحرافات آن
ریاضت های حرام و طولانی
تساهل و تسامح در اسلام و اسلام گزینشی
عُشریه
امامت نوعی و بالتبع مهدویت نوعی
آداب مریدی و مرادی
کرامت تراشی های دروغین
شخصیت سازی های کاذب و خلاف عقل
کهانت و پیشگویی های بی حساب و خلاف شرع
چله نشینی های غیراسلامی
متهم نمودن مرجع تقلید و علمای بزرگ به صوفیگری
باز داشتن مریدان خود از انجام تکالیف شرعی همانند منع از رفتن به زیارت خانه خدا
تلسم نمودن مریدان در برابر اوامر قطب و شیخ در امور خلاف شرع
دزدی روایت (کپی برداری از کرامات ائمه اطهار علیهم السلام(
و....
مشکل تصوف ، «گوشه گیری» و تبلیغ «جدایی دین از سیاست» و مهمتر از همه تبلیغ مسئله تساهل و تسامح و اباحه گری است.
مراسم سما و آواز و غناء آسیب های اخلاقی و حتی انحرافات جنسی و فاصله گرفتن از شریعت نیز از اندیشه های انحرافی این فرقه است و اصولا برخی از پیروان این گروه بخاطر وجود مسائل مذکور به این فرقه گرایش پیدا کردند. نیروهای امنیتی در سالهای اخیر با دستیابی به اسناد این فرقه متوجه انحرافات جنسی آنان شده اند ، انحراف و آلودگی اخلاقی دراویش در خانقاه ها سابقه دیرینه دارد
مولوی در این زمینه می گوید:
من ندیدم یک زمان در وی امان .......... خانقاهی کو بود بهره مکان
تصوف با ادعای سیر و سلوک راهی غیر صحیح را بر می تابد. سیر و سلوک و رسیدن به حقیقت راه سخت و دشواری است که هر کس با تأسیس فرقه و گروهی نمی تواند بدان دست یابد چراکه رسیدن به عرفان واقعی نیاز به تمرین و در گرو تمسک به راه درست و مسیر صحیح الهی است که امامان معصوم راهنمایان آن بوده اند.
اما ادای تصوف درآوردن بسیار آسان است و متأسفانه اکثر فرقه های صوفیه و دراویش امروزی، جز حیله گری و تزویر بیش نیست که نه عارفان حقیقی آن را بر می تابند و نه عقل بر آن تأئید می کند و بطور کلی، از نظر اسلام مردود هستند.
عرفان تحت تأثیر «مواد مخدر»،«رقص های صوفیانه»،«گوش دادن به موسیقی» و سماع جز فرقه گرایی و جذب مریدان برای مقاصد سیاسی و کسب شهرت و در آخر خاموش کردن نور خداوند و پائین آوردن پرچم خاندان پیامبر، چیزی نیست.
شاید مهمترین مسئله در تقابل تشیع و تصوف را بتوان در مسئله ولایت دید. چراکه فرقه های صوفیه با تعریفی که از ولایت ارائه می دهند با اعتقادات شیعیان و حتی آیات و روایات اسلامی در تعارض است. بنابراین متصوفه برای مقابله با ولایت، امروزه با جذب افراد سعی دارد با رکن اصلی انقلاب یعنی ولایت و رهبری نظام مقابله نماید.
برای نمونه می توان فرقه منحرف گنابادیه اشاره نمود که در سالهای اخیر در شهر مقدس قم که به عنوان پایگاه معنوی نظام مطرح است.
با
ایجاد فتنه و جذب افراد ساده لوح در صدد مقابله با مرجعیت و ارزشهای دینی
بر آمدند که با هوشیاری مردم و مسئولین نظام و بخصوص با هشدار علمای قم این
فتنه دفع شد.
به هر حال خطر تصوف تجزیه و در نهایت از بین بردن اسلام ناب محمدی می باشد و فقط در گرو عمل به دستورات ائمه اطهار و اطاعت از اوامر و نواهی آنها و در طول آن مرجعیت شیعه است.
امام رضا (ع) فرمود: « کسی که به نزد او نامی از صوفیه برده شود و نسبت به آنها ابراز تنفر و مخالفت نکند ، از ما نیست و کسی که آنان را انکار نماید چنان است که در رکاب پیامبر(ص) با کفار جهاد کرده است »
بدون تردید شمس الدین محمد تبریزی از جمله عرفای بزرگ و حکمای نامدار و شوریدهای است که تأثیر شگفت و شگرفش در تاریخ حکمت و عرفان اسلامی ، با ظهور بیبدیل مردی از تبار عاشقان و عارفان یعنی مولانا محمد جلال الدین مولوی آشکار و اظهار میشود که مولانا خود از ملاقات او حیران و خیالی از خیالات او میداند.
آرامگاه این عارف بزرگ ، گرانقدرترین فرصت برای ایرانیان فرهنگ مدار ، معرفت محور و عاشق و عارف مسلکی است که با ساخت بنایی با شکوه و درخور شمس الحق (شمس حقیقت) دین خود را به تاریخ درخشان این مرز و بوم و ارادت خود را به رهروان عرصه عشق و عرفان ادا نمایند ، پس ساخت آرامگاهی شایسته این عارف بزرگ ، برگ زرینی در تاریخ عرفان و معماری این سرزمین خواهد بود .
براي شنيدن نقد ، سينه اي گشاده و روي باز و گوش شنوا داشته باشيد ، هيچ ضرر نميكنيد اگر از شما انتقاد بكنند.